تبلیغات
M Y D R E A M 2 - حرف من به تو
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : حمزه رسایی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
M Y D R E A M 2




یه روز میاد که دنبالم بگردی ...!
اونوقت میفهمی که بامن چه کردی ...!
یه روز میای همش با چشم گریون ...!
میپرسی من کجام از اینو از اون ...!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 7 آذر 1391 :: نویسنده : حمزه رسایی
نظرات ()
شنبه 15 اردیبهشت 1397 07:23 ق.ظ
Hey excellent blog! Does running a blog similar to this
require a lot of work? I have absolutely no expertise in programming but I was hoping to start my own blog soon. Anyways, should you have any suggestions or tips for new blog
owners please share. I understand this is off topic nevertheless I just needed to ask.
Kudos!
شنبه 18 شهریور 1396 05:44 ب.ظ
Ahaa, its fastidious discussion concerning this article here
at this blog, I have read all that, so now me also commenting at this place.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 06:28 ب.ظ
Thanks designed for sharing such a pleasant opinion, piece
of writing is good, thats why i have read it completely
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:19 ب.ظ
We stumbled over here different page and thought I may as well check
things out. I like what I see so now i'm following you.
Look forward to going over your web page for
a second time.
جمعه 13 مرداد 1396 09:45 ب.ظ
Hi there everyone, it's my first go to see at this web site, and piece of writing is truly fruitful in support of me, keep up posting these articles.
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 01:26 ق.ظ
Hey just wanted to give you a quick heads up.
The text in your content seem to be running off the screen in Internet explorer.
I'm not sure if this is a format issue or something to do with internet browser compatibility but I figured I'd post to let you know.
The design and style look great though! Hope you get the problem solved soon. Thanks
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 02:16 ب.ظ
I am really inspired together with your writing talents
and also with the layout to your weblog. Is that this a paid subject matter or did
you modify it yourself? Either way keep up the
excellent quality writing, it's rare to see a great weblog
like this one nowadays..
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 04:38 ب.ظ
Howdy! I just want to give you a big thumbs up for the great info you've got
right here on this post. I'll be returning to your web site for more soon.
سه شنبه 29 فروردین 1396 02:39 ق.ظ
I blog quite often and I truly appreciate your content. Your article has truly
peaked my interest. I am going to take a note of
your website and keep checking for new details about once per
week. I subscribed to your RSS feed as well.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:44 ب.ظ
This website certainly has all the info I
needed about this subject and didn't know who to ask.
جمعه 18 فروردین 1396 03:30 ب.ظ
It's a pity you don't have a donate button! I'd definitely donate to
this excellent blog! I guess for now i'll settle for bookmarking and adding your RSS feed to my
Google account. I look forward to fresh updates and will talk about this site with my Facebook group.
Talk soon!
سه شنبه 15 فروردین 1396 04:37 ب.ظ
It's really a nice and useful piece of info. I am happy that you shared this
useful information with us. Please keep us informed like this.

Thank you for sharing.
شنبه 12 فروردین 1396 03:31 ب.ظ
Hi there, I enjoy reading all of your article post.
I like to write a little comment to support you.
دوشنبه 14 اسفند 1391 01:47 ب.ظ
سلام اپم خوشحال میشم سر بزنید
جمعه 10 آذر 1391 12:10 ق.ظ

یک روز بلند آفتابی
در آبی بیکران دریا
امواج تو را به من رساندند
امواج ترانه بار تنها


چشمان تو رنگ آب بودند
آن دم که تو را در آب دیدم
در غربت آن جهان بی شکل
گویی که تو را به خواب دیدم


از تو تا من سکوت و حیرت
از من تا تو نگاه و تردید
ما را می خواند مرغی از دور
می خواند به باغ سبز خورشید


در ما تب تند بوسه می سوخت
ما تشنهٔ خون شور بودیم
در زورق آبهای لرزان
بازیچهٔ عطر و نور بودیم


می زد ، می زد درون دریا
از دلهرهٔ فرو کشیدن
امواج ، امواج ناشکیبا
در طغیان ، به هم رسیدن


دستانت را دراز کردی
چون جریان های بی سرانجام
لبهایت با سلام بوسه
ویران گشتند روی لبهام


یک لحظه تمام آسمان را
در هاله ای از بلور دیدم
خود را و تو را و زندگی را
در دایره های نور دیدم


گویی که نسیم داغ دوزخ
پیچیده میان گیسوانم
چون قطره ای از طلای سوزان
عشق تو چکید بر لبانم


آنگاه ز دوردست دریا
امواج به سوی ما خزیدند
بی آنکه مرا به خویش آرند
آرام تو را فرو کشیدند


پنداشتم آن زمان که عطری
باز از گل خوابها تراوید
یا دست خیال من تنت را
از مرمر آبها تراشید

پنداشتم آن زمان که رازیست
در زاری و هایهای دریا
شاید که مرا به خویش می خواند
در غربت خود ، خدای دریا

اپم
پنجشنبه 9 آذر 1391 12:01 ب.ظ
چه رسم جالبی است:

محبت را میگذارند پای احتیاج

صداقت را میگذارند پای سادگی

سکوتت را میگذارند پای نفهمی

نگرانیت را میگذارند پای تنهایی

وفاداریت را پای بی کسی

و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت مشود که تنهایی، بی کسی و محتاج...
[قلب شکسته]
سلام دادا
ببخش که یه مدتی نبودم
چهارشنبه 8 آذر 1391 03:54 ب.ظ
هــــی فلانـــــــــــــــــــــــــــــی…


عاشقـــــــانه های مــــرا بـــه خـــــودت نگیـــــر،


مخـــــاطب مــــن،

معشـــــوقـــه ایــست کـــه وجـــودش را

به دنیـــــایی نمیـــــدهــــم…
حمزه رساییاینو من قبلا تو وبلاگم پست کرده بدم ... میخوای مارو بی کفایت جلوه بدی ... !؟؟
چهارشنبه 8 آذر 1391 09:46 ق.ظ

حمزه رساییحداقل اسمتو میذاشتی...!
سه شنبه 7 آذر 1391 08:38 ب.ظ
سلام
خوبین ؟


كمك ؟
نفهیمدم چطوری ؟
حمزه رساییسلام ... خیلی ممنون از اینکه خواستین کمکم کنین ... میگم بهتون ...!
سه شنبه 7 آذر 1391 06:03 ب.ظ
سلام ،چیشده؟
چه کمکی میتونم بکنم؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر